نرمه های نور
 
قالب وبلاگ
زنانی که طی چند ساعت به حالت خلسه فرو می‌رفتند بعد از هوشیاری اذعان داشته‌اند که از اتفاقاتی که در این مدت بر آنها گذشته، هیچ درکی نداشته‌ و چیزی به خاطر ندارند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی مشرق، «م.ب» یکی از متهمان و مدعیان شبه‌عرفانهای کاذب که چندی پیش توسط یک نهاد امنیتی بازداشت و پس از مراحل اولیه با قید وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد شده بود، پس از بررسی حساب‌های بانکی و مشخص شدن گردش میلیاردی حساب‌های وی و همین طور فک پلمپ غیرقانونی دفترش، مجددا بازداشت و روانه زندان شد.
بر این اساس شاکیان وی که تعدادی از دانشجویان ممتاز ولی فریب خورده بودند با تماس مجدد با قاضی پرونده و در حضور متهم، شکایات خود را مجدداً مطرح و وی را که به انکار و دروغ‌ پردازی در این مورد می‌پرداخت. این مدعی در ابتدا منکر فریب دختران و موارد اتهامی شد ولی اخیراً به همه موارد اقرار کرده و خود را عامل گمراهی این دانشجویان معرفی کرده است.
بر اساس این گزارش، یکی از دختران دانشجو که پیش از این از اعتقادات دینی محکمی برخوردار و مقید به رعایت حجاب بوده در دادگاه اینگونه بیان کرد: «من به دنبال آشنایی بیشتر با خدا بودم ولی این فرد آدرس اشتباه به من داد و حتی مرا نسبت به اعتقادات اولیه‌ام بی‌قید کرد.» این دختر فریب خورده درباره شیوه‌های حیله‌گرانه این مدعی برای اغوای جوانان جویای عرفان و معنویت می‌افزاید: «او به ما می‌گفت شما انتخاب شده هستید؛ خاص هستید؛ و برای طی کردن این مراحل اگر به من توجه بیشتری کنید تمام مراحل "ابرآگاهی" را به قلب شما منتقل خواهم کرد. فقط شرطش این است که به سمت من بیایید و...(!)"

کلاه‌برداری که یک مرتبه عارف و استاد معنوی شد
اطلاعات به دست آمده توسط خبرنگار مشرق نشان می‌دهد؛ این مدعی حدود 40 ساله که خود را «پدر معنوی» این دانشجویان می‌داند، سال‌ها قبل چندین مرتبه به اتهام کلاه‌برداری بازداشت شده بود. ولی پس از آزادی در آخرین مرتبه (مرتبه چهارم) به سراغ شبه‌عرفانهای امریکای جنوبی رفته و با تاثیرپذیری از فرقه «کاستاندا» و «دون خوان» مناسک، تعابیر و تفاسیر آنها از جهان هستی را برداشت کرده و با معرفی خود به عنوان «استاد اعظم»، کلاس‌هایی را دایر و دانشجویان ممتازی را با این عنوان که دکترای فیزیک کوآنتوم دارد فریب داده است. در حالی که حتی دیپلم هم ندارد!

هوش سرشار، خصیصه فرقه‌گرایان
البته تحقیقات نشان می‌دهد که «م.ب» از زیرکی خاصی برخوردار است. تا جایی که توانسته چند کتاب با عناوینی چون رشد درون، ابرآگاهی و... را با اقتباس از شبه‌عرفانهای امریکایی تنظیم و پس از چاپ در اختیار دانشجویان قرار دهد.

ضدیت با ازدواج
همین‌طور وی به دانشجویان القاء می‌کرد که ازدواج نکردن بهتر است از اینکه ازدواج به مشاجره و طلاق بیانجامد. همچنین ازدواج با مرد سیگاری را برای دختران دانشجو حرام اعلام کرده و حتی در رساله خود، دوستی بی‌قید دختر و پسر را به عنوان نوع سوم ازدواج دانسته است.

شیوه‌های مطیع‌سازی
سرکرده این فرقه با توجه به آشنایی با فنون رزمی، در مراحل آموزش این اصول با وارد کردن ضربات سنگین به بدن دانشجویان دختر و پسر موجبات شکنجه و مطیع‌سازی آنها را فراهم کرده و حتی کبودی بدن برخی مریدان تا مدت‌ها پابرجا بوده‌ است. اما جالب اینکه در این فرقه همچون دیگر حلقه‌های شبه‌معنوی برای مطیع‌سازی مریدان از برخی شاگردان و حلقه‌های اصلی این مجموعه استفاده می‌شود.

زن‌ها بچه دار نشوند!
اما شاید متلاشی کردن خانواده‌ها با دستور بچه‌دارنشدن به زن‌های شوهردار و اصرار به طلاق برخی از آنها از جمله شنیع‌ترین اقدامات این فرد باشد.
«روز بی‌عملی» یعنی رفتن به صحرا و دوری از زندگی عادی و تمرین به اصطلاح آرامش، خلسه و تنفس از جمله دستورات م.ب است که از تعلیمات «دون خوان» برداشت شده؛ علاوه بر این دوره‌های آموزشی این فرد که تلفیقی از تعلیمات رزمی و آموزه‌های شبه‌عرفانی و به ظاهر فلسفی بوده به صورت مختلط برگزار می‌شده است.

از شربت خلسه برای زنان تا...
همچنین وی در برخی از کلاس‌ها ماده‌ای تحت عنوان شربت خلسه (ماده‌ای که حالتی بین بی‌هوشی و هوشیاری را به دنبال دارد) به برخی زنان می‌خورانده و بدین ترتیب آن‌ها را بی‌هوش می‌کرده و گاهی این بی‌هوشی تا نزدیک به 20 ساعت به طول انجامیده است. زنانی که به این حالت فرو می‌رفتند بعد از هوشیاری اذعان داشته‌اند که از اتفاقاتی که در این مدت بر آنها گذشته، هیچ درکی نداشته‌ و چیزی را به خاطر ندارند.

آموزه‌های «کاستاندا» و «دون خوان» در فرقه م.ب
م.ب در بخشی از دوره‌های آموزشی خود به شاگردانش دستور می‌داد که فقط به آینده فکر کرده و به طور کلی گذشته خود و دیگران را فراموش کنند. این دستور یکی از تعلیمات «کاستاندا» است. از طرفی وی به همین بهانه از اینکه درباره گذشته نه‌چندان درخشانش تحقیق به عمل آید و یا اطلاعاتی را در این مورد به شاگردان ارائه دهد اجتناب می‌ورزید. تا جایی که تقریبا هیچ کدام از شاگردان و مریدان وی از گذشته او اطلاعی ندارند.

مشکلات روحی شاگردان؛ نتیجه استیلای م.ب
«م.ب» برای پنجمین مرتبه بازداشت شده و همینک در زندان به سر می‌برد. این در حالی است که یکی از دختران جوان مرید این فرقه هم‌اکنون از مشکلات روحی و روانی شدید رنج برده و تحت درمان‌های پیچیده روان‌پزشکی است.
[ چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم

ای اهل کتاب بیایید به سخنی در آییم که میان ما و شما یکسان است تا جز خداوند یکتا را نپرستیم و انبازی (شریکی) برای او نیاوریم و هیچ کدام از ما پروردگارانی را جز خداوند یکتا به خدایی نگیریم .

سوره مبارکه آل عمران – آیه 64

ادیان الهی همه از نژاد ابراهیم خلیل الله هستند و دین یهود و دین مسیح و دین اسلام از دین حنیف ابراهیم است و از آن سرچشمه معرفت یافته است . اقدام غیر انسانی و نفرت انگیز به آتش کشیدن  قرآن کریم و توهین گستاخانه به ساحت منور این کتاب آسمانی که به حق چکیده همه اصول انسانی و معرفت ساز بشری است ، قلب همه خدا پرستان عالم را به درد آورد و مایه شرمساری مدعیان حقوق بشری و ارزشهای انسانی گردید . تأسف انگیز تر آنکه کسانی این اهانت نا بخشودنی را مرتکب شده اند که داعیه دار مکتب پیامبر صلح و مهربانی و عطوفت حضرت مسیح علیه السلام هستند و مگر می شود از پیامبری که جز به بزرگی ، پاکی ، مهربانی و صداقت و احترام به ادیان آسمانی ، شهادت کائنات برای اوست که مکتبش همه رأفت و انسانیت بوده است و مادر گرامیش نیز از سلاله پاکان عرش است ، توقع جز این داشت که رهروان دین آسمانی اش به پاکی و عطوفت پیامبر خاتم محمد مصطفی (ص) معتقد باشند و از همه مهمتر مگر غیر از این است که ادیان الهی همه از سرزمین مقدس ذهن انسانی سرچشمه می گیرند و از یک روح جان گرفته اند و آن جان جانان همانا خداوند تبارک و تعالی است ؟

آیا این اهانت بزرگ و عظیم و نابخشودنی جز اهانت به ذات پاک و بلند مرتبه کبریایی است؟

آیا این اهانت وقیحانه اهانت به ساحت پاک پیامبران و انبیاء الهی نیست ؟

تعالیم آسمانی ادیان الهی همه و همه به موحدان و خداپرستان و یکتا پرستان عالم، پرهیز از اهانت به ساحت مقدسات نزد مردمان هر دین و آیین و قوم و ملتی است . آیا با این وصف نباید به ادیان احترام ویژه نمود؟و از توهین و گستاخی پرهیز کرد؟ دست جبار صهیونیسم بین الملل در این اهانت رسوا شده به خوبی مشهود است .تاریخ این قوم گستاخ و سست ایمان بخوبی پرونده مفصلی از جنایت بشری را در خود به ره آورد ، آورده است .

ما ضمن محکوم کردن این اهانت آشکار و نفرت انگیز که تنها نشانه سست ایمانی و ضعف ایمان و درک حقیقت خدا پرستی و یکتا پرستی است ، از همه خدا جویان و پیروان الهی توقع داریم ، ضمن محکوم کردن این اقدام و اعلام انزجار از آن که همانا به درستی دسیسه شیاطین و خائنان به بشریت است ، از ادامه این گونه حرکات جلوگیری نموده و آنرا به شدت تقبیح نمایند. ما از تمام مسلمانان سراسر جهان انتظار داریم ضمن  اعتراض و اعلام غیرت دینی ، از دست زدن به اعمال و گفتار خارج از شأن یک مسلمان راستین و پیرو قرآن کریم پرهیز نمایند .

از آزادیخواهان جهان نیز انتظار داریم با اعلام اعتراض و شرکت در مراسم راهپیماییهای مختلف در همه شهرهای جهان این رفتار غیر بشری را محکوم نمایند .


شورای هماهنگی فعالان سایبری انقلاب اسلامی

 لطفا مراجعه به این جا

[ سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]

بی‌مقدّمه عرض کنم، یاوه‌گویی‌های اکبر گنجی را در شبکة استعماری انگلیس یا همان BBC دیدیم و شنیدیم.

در آیة کریمة «یوم تبلی السرایر»، روز قیامت کبرا را روز آشکاری و از پرده بیرون افتادن همة اسرار و نهفته‌ها معرفی فرموده است. به استناد برخی روایات، ظهور حضرت صاحب الزّمان(ع) را، «قیامت صغرا» نامیده‌اند. به عبارتی همة آنچه که در قیامت کبرا به نحو تامّ و اکمل حادث می‌شود، در درجة پایین‌تری در هنگامة ظهور حادث می‌شود و از جملة آنها سهل شدن ارتباط با جهان غیبی و آشکاری اسرار و مکنونات قلبی خلق روزگار امام معصوم(ع) در روایتی سه بار اشاره می‌فرمایند که «به خدا قسم غربال می‌شوید». این غربال‌گری، تفکیک صفوف، آشکار شدن مواضع است. فتنه‌های بزرگ سال‌های قبل از ظهور هم به رغم همة خسارات و تبعاتش، موجب آشکار شدن مواضع و مکنوناتی می‌شود که در شرایط معمولی پنهان مانده است.

 لیبرال‌ها و همة شعب و شقوق ماسونی‌گری در کنار بهائیان و وهابیون مثلث مسلمانان صهیونیست را تشکیل می‌دهند که غرب آنها را طیّ دو قرن گذشته ابداع و جاری ساخت تا در نقاط عطف مهمّ تاریخی به نمایندگی از طرف ائتلاف صلیب و صهیون در اندیشه و عمل مسلمین و جهان اسلام و البته به نفع یهود رخنه کنند. آنها با ایجاد تشکیک و تردید در مبانی اعتقادی مردم و انتشار شبهات، سعی در درهم شکستن صفوف مسلمین، تضعیف قوای آنها و مصادرة دارایی و توانایی‌هایشان به نفع استعمار دارند.

این سه جریان، حدود دو قرن قبل و درست در وقتی که هنوز جوامع مسلمین متوجّه و متذکّر دارایی‌های فرهنگیشان نشده‌اند، در جهان اسلام تعبیه شدند. جملگی هم دربارة نهضت رهایی‌بخش امام عصر(ع) در فصل ظهور سخن می‌گویند، جملگی منکر حضور و موجودیّت امام زمانند، جملگی سعی در منحرف ساختن قافله و امّت اسلامی به شهر بیگانه و پر رهزن صلیبی‌ها و صهیونیست‌ها دارند. جملگی مانع بروز وجه قوی اجتماعی و فرهنگی معتقدات مهدوی‌اند.

حملة تیم فکری و قطریه‌ساز صهیونیست‍‌‌های مسلمان به مهدویّت و انکار امام زمان(ع) و ایجاد تردید و تشکیک در این باره به موازات گسترده شدن فعالیت بهایی‌ها و سلفی‌ها در جهان اسلام، به تنها هم‌گرایی این سه جریان و واحد بودن منشأ پیدایش و خیزش آنها را معلوم می‌کند، از دیگر سو، پرده از احساس خطر آنها دربارة موضوع مهدویّت که در حقیقت آنان، آن را به عنوان دشمن مشترک می‌شناسند، برمی‌دارد. جالب اینجاست که سران این سه جریان با بالا رفتن تدریجی پرده‌ها به منزلگاه اصلی خودشان در حال رجعت‌اند. انگلیس، رژیم اشغالگر و آمریکا.

تنها جریان مقاومت کننده در برابر ائتلاف صلیب و صهیون در جهان معاصر، مسلمانان پیرو ولایت امام معصوم(ع) هستند. همة دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای غرب هم درست همین نقطه را نشانه رفته‌اند.

در حال حاضر، در فضای ایران 67 ماهواره مستقر است. تعداد کلّ شبکه‌های ماهواره‌ای قابل دسترس در ایران، اعم از شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی و دیتا، 13211 شبکه هست. 8591 شبکة تلویزیونی، 2684 شبکة رادیویی و 1936 شبکة دیتا در ایران از طریق این 67 ماهواره قابل دسترسی است. تنها رژیم اشغالگر فلسطین 32 شبکة ماهواره‌ای پیرامون ما مستقر کرده است. بی‌دلیل نیست که از این همه به عنوان بمباران صوتی و تصویری ایران شیعی یاد می‌کنم.

برخی از این شبکه‌ها، حوزة فکری و اعتقادی را نشانه رفته‌اند، گروهی حوزة اخلاقی و فرهنگی و بالاخره جمع کثیری هم حوزة سیاسی اجتماعی این منطقه را. آشکار و نهان هم با تانک و بلدوزر و ترور به جان مردم افتاده‌اند. همین یکی دو روزه نابلس، نجف، یمن، افغانستان زیر هجمة تانک‌ها و بلدوزرها بود.

در بخش عمده‌ای از این آثار مسلمانان و اعراب، در واقع فکر و فرهنگ و تمدن اسلامی به بدترین صورت معرفی می‌شوند. در کتابی با عنوان «عرب‌ها قومی شرور و بد» که توسط پژوهشگری به نام دکتر یوسف شاهین منتشر شده دربارة بد جلوه دادن چهرة مسلمانان و عرب‌ها در هالیوود آمده است.

آنها کارشناسانی دارند که به خوبی از فرهنگ و زبان عربی و سمبل‌های دینی آگاهی دارند و هالیوود از سال 1896 میلادی تاکنون 900 فیلم دربارة مسلمانان و عرب‌ها ساخته است.

در گزارش روزنامه‌نگاری در ایندیپندت آماده است که «پس از سرخ‌پوستان و کمونیست‌ها، اینک تمام شرارت‌های مطلوب در فیلم‌های هالیوود به اعراب نسبت داده می‌شود. بسیاری از فیلم‌هایی که هالیوود از سال‌های پایانی دهة نود،  قرن قبل، تا سال 2006 تولید کرده، مسلمان نیز یا خواننده  یا رقاص شرق معرفی می‌شوند.»

درست، همین تصویر قلابی را که سینمای هالیوود از مسلمانان ارائه می‌کند، مسلمانان صهیونیست یا همان اتاق فکر جریان لیبرالی صحّه می‌گذارند و برای BBC مستندش می‌سازند.

جالب‌تر از این رفیق دوم یا ضلع دوم این مثلث شوم یعنی سلفی‌ها هستند. شرکت «المملکة القابضه» که ولید بن طلال یکی از شاهزاده‌های سعودی مالک آن است، 7/30 درصد برابر 6/2 میلیارد دلار از سهام شرکت «نیوز کروپ» تابع شبکة فاکس نیوز را در اختیار دارد و شهروندان عربستانی در ریاض و مکّه و دیگر شهرها می‌توانند برای خرید شرکت «المملکة القابضه» ثبت نام کنند و سهم بخرند. مگر ممکن است که این منکران امام زمان(ع) و مهدویّت از این همه بی‌خبر باشند.

سالانه ١٣٠٠٠فیلم پورنو و ضدّ اخلاقی در آمریکا ساخته می‌شود و عایدی سالانه‌اش مطابق آمار سال 2006 م. 97 میلیارد دلار بوده است. شبکه‌های AT&T و جنرال موتورز 80% دلارهای این صنعت را پارو کرده‌‌اند.

بنیان‌گزاران اوّلیه، صاحبان کمپانی‌ها، خط دهنده‌های فکری و بیش از 1800 نفر از مؤثّرترین اشخاص هالیوود یهودهای مهاجر اروپای شرقی‌اند. همواره در هالیوود، هر تهیه کننده، هر کارگردان، هر نویسنده و هر ستاره‌ای جزئی از یک سیستم بزرگتر بوده که توسط یهودیان اداره می‌شده.

همة نمایش‌نامه‌نویسان هالیوود به جز چند نفر استثناء، جملگی یهودی‌اند و آثارشان مملو از مفاهیم یهودی است.

 

در شمارة آگوست مجلة «مومنت» که متعلق به یک یهودی است، نویسنده‌ای به نام «مایکل مدفید»، که او هم یهودی است می‌نویسد: «از راز فیلم‌برداران و دست‌اندرکاران اصلی سینمای آمریکا می‌پرسید می‌نویسد آنها تمایل دارند بر عقل، اندیشه و فکر عرب‌ها و مسلمانان حاکم شوند و بذر افکار و اندیشه‌های لا ابالی‌گری و فراماسونری را در ذهن و وجود آنها بکارند و مسلمانان را دچار پریشان فکری کنند و آنها را از دین دور کنند و در مرداب کفر و الحاد و رذایل اخلاقی غرق کنند.» شاید یکی از اهداف آنها، ریشخند کردن مسلمانان و به تمسخر گرفتن اسلام باشد.

اگر ما، بعد از شنیدن سخنان یکی از اعضای اصلی اتاق فکر لیبرال‌ها که با استفاده از بلندگوی BBC سخن می‌گویند، به استناد مقالة مجلة مومنت بگوییم آقایان یهودی یا بهایی و مسلمان صهیونیست هستند بی‌راه گفته‌ایم.

این گونه سخن راندن، شنونده را به یاد پرتکل 13 دانشوران صهیون می‌اندازد. آنجا که آمده است: «ما باید مردم را با وسایل و راه‌های گوناگون به لهو و لعب بکشانیم. پس از آن، مردم به تدریج اندیشة آزاد و مستقل را از دست می‌دهند و همگی با هم هم‌صدا می‌شوند؛ زیرا پس از آن ما تنها اعضای جامعه‌ای هستیم که شایستة ارائة برنامه‌های فکری جدید را دارند و آنها پیرو ما می‌شوند».

به راستی دست مریزاد دارد. آقایان نه، انگلیس و یهود را می‌گویم. در پرورش شاگرد سنگ تمام گذاشته‌اند.

اسماعیل شفیعی سروستانی مدیرمسئول وسردبیرنشریه موعود

[ یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]

صدای آمریکا که روزی ادعا می‌کرد در میان ایرانیان 10 میلیون بیننده دارد، به اعتراف امیر عباس فخر آور یکی از نیروهای این رسانه، هم‌اکنون تعداد بیننده‌هایش از NITV لس‌آنجلسی هم کمتر شده و همة اینها به مدد سوء استفادة بهاییان از پول مالیات دهندگان آمریکایی، حمایت دولتمردان آمریکایی از آنها و مدیریت بهاییان بر این رسانه است.

تاریخچة تأسیس بخش فارسی صدای آمریکا
در آوریل 1979 یعنی بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، بخش فارسی رادیو صدای آمریکا ابتداء با هدف جهت‌دهی به انقلاب ایران و در پی ناکامی، با هدف مقابله با انقلاب اسلامی و به چالش کشیدن آن، با 30 دقیقه برنامة روزانه راه‌اندازی شد. از 22 نوامبر 1979 احمدرضا بهارلو فعالیت خود را در این رسانه آغاز کرد. در کنار بهارلو، مجریان دیگری همچون رامش راسخ، بهروز عباسی و اکبر ناظمی که از کارکنان رادیو ایران بودند با هدایت بهارلو کارشان را در بخش فارسی صدای آمریکا آغاز کردند. آلن هایت در کتاب «تاریخ VOA»، زمان تأسیس تلویزیون فارسی صدای آمریکا را سال 1996 عنوان می‌کند. به این ترتیب، نزدیک به دو دهه بعد از آغاز به کار احمدرضا بهارلو در مجموعه صدای آمریکا و راه‌اندازی رادیو فارسی، مسئولیت راه‌اندازی تلویزیون این مجموعه نیز به وی سپرده شد. در تاریخ 18 اکتبر 1996، نخستین امواج تلویزیون فارسی صدای آمریکا با اجرای احمد رضا بهارلو برای تمام دنیا پخش شد.

تا سال‌ها بعد، بهارلو خود سازنده و مجری بسیاری از برنامه‌های خبری تحلیلی و سیاسی این تلویزیون بود. بهارلو در ادامه پس از برنامه هفتگی میزگردی با شما، در 11 سپتامبر 2002 برنامه (فصلی دیگر) و در 6 جولای 2003 برنامه روزانه خبرها و نظرها را راه‌اندازی کرد.
 
وسعت برنامه‌های بهارلو که خود همزمان ریاست بخش فارسی رادیو و تلویزیون صدای آمریکا را بر عهده داشت به حدی رسید که مخاطبان هر زمان که «پیچ تلویزیون» را می‌چرخاندند، بهارلو مقابل دوربین نشسته بود و مشغول اظهار نظر و ارائه تحلیل بود. امپراتوری بی‌رقیب بهارلو وقتی از هم گسست که پخش رادیویی صدای آمریکا به بنیاد رادیو آزاد آمریکا سپرده و از مجموعة VOA منفک شد که این آغازی بر افول این پیرمرد بود.

بهاییان در صدای آمریکا

احمدرضا بهارلو نخستین رئیس بخش فارسی صدای آمریکا، اگر چه خود یک بهایی نبود امّا تمایل زیادی به نزدیکی با بهاییان داشت. این موضوع به خصوص در استخدام کارمندان بخش فارسی و گزینش همکاران ایرانی وی از میان بهاییان مشهود است. همان‌طور که قبلاً گفته شد نخستین همکاران وی در این بخش رامش راسخ، بهروز عباسی و اکبر ناظمی بودند که دو نفر نخست از بهاییان نامدار ایرانی در رادیو و تلویزیون دوران پهلوی در ایران بودند.

در اطلاعیة گروهی از کارمندان و کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران در تاریخ 17 بهمن 57 که در روزنامة اطلاعات به چاپ رسیده بود، نام این دو تن به همراه گروهی دیگر از کارمندان بهایی این مجموعه دوران پهلوی به چشم می‌خورد.

با آغاز به کار «کنت تام لینسون» به عنوان رئیس BBG، ناگهان شیلا گنجی از بهاییان سرشناس و از اعضای جامعة بهایی در سازمان ملل متحد، در غیاب احمد بهارلو در آوریل 2004 به عنوان رئیس بخش فارسی VOA مشغول به کار می‌شود. کنت تام لینسون که خود از اعضای AIPAC یا همان جامعة لابی یهودیان در ایالات متحده محسوب می‌شود، گروهی از سرشناس‌ترین بهاییان را وارد چرخه مدیریت صدای آمریکا می‌کند که «آوی داویدی»، «ستارة درخشش» یکی از مهره‌های اصلی رسانه‌های جامعة جهانی بهاییت و مهتاب فرید از جمله مهم‌ترین آنها بودند.

در این میان، آوی داویدی نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای در روند بهایی سازی صدای آمریکا ایفا می‌کند به گونه‌ای که یک‌باره تعداد زیادی از کارمندان مسلمان‌زاده صدای آمریکا همچون علی مستعانی و سید رسول افخمی از این مجموعه اخراج یا مستعفی می‌شوند و جای آنها را چهره‌های شاخص تلویزیون «صدای دوست» ارگان رسمی بهاییان در حیفا و اسرائیل می‌گیرند.

به این ترتیب با ورود شیلا گنجی به حلقة مدیریت صدای آمریکا، محفل کارمندان و مدیران بهایی در این رسانة فارسی زبان تکمیل می‌شود و چهره‌هایی همچون اکبر ناظمی، بهروز عباسی، ارژنگ داوودی، رامش راسخ، آوی داویدی، مهتاب فرید و ستاره درخشش در کنار هم قرار می‌گیرند.

سفر مدیران صدای آمریکا به حیفا

هم‌اکنون نیز (VOA PNN) توسط جیمز گلاسمن (از اعضای ارشد انستیتوی آمریکن اینترپرایز) رئیس جدید هیئت مدیرة رسانه‌های خارجی ایالات متحده اداره می‌شود. وی که از سال 2007 مدیریت این مجموعه را در اختیار گرفته است از بدو قبول تصدی این مسئولیت، ارتباط بسیار نزدیکی با محافل بهاییان ایالات متحده و حیفا در اسرائیل پیدا کرده است.

شاهد این مدعا، ارتباطات نزدیک وی با بهروز بهبودی مدیر و بنیان‌گذار (Council for Democratic Iran) و از بهاییان سرشناس است. وی در اوایل سپتامبر 2008 به همراه سناتور تام کوبرن رئیس «تیم بازرسی ویژه» ایالات متحده آمریکا و از اعضای مؤثر سنا برای تصویب بودجة BBG  به اسرائیل سفر کرد و در دفتر بهروز بهبودی در حیفا به دیدار وی شتافت. از آن پس روند به کار گیری بهاییان در تلویزیون فارسی صدای آمریکا به نسبت گذشته اوج گرفته است. پس از استعفای کنت تام لینسون رئیس قبلی BBG که با فشار شدید سناتور کوبرن انجام گرفت، گلاسمن برای ریاست این شورا پیشنهاد شد. شیلا گنجی به شدّت تحت حمایت تام لینسون بود و استعفای تام لینسون ضربة بزرگی به شبکةشیلا گنجی وارد کرد.

ریخت‌وپاش‌های بهاییان در خرج کردن بودجه

اخراج شیلا گنجی، هم به دلیل آزرده کردن بوش بود و هم به دلیل ریخت‌وپاش‌های فراوانی بود که از سوی این بهایی و دار و دسته‌اش صورت می‌گرفت. وی از زمان آغاز به کارش در صدای آمریکا، حلقه‌ای از دوستان و نزدیکان بهایی خود را از رسانه‌های رادیویی و تلویزیونی بهاییان در حیفا در اسرائیل به آمریکا فراخوانده و به کار گرفته بود، به طوری که گزارش‌های رسیده به کمیتة تحقیق و بررسی سنا، آنان را واداشت در این زمینه تحقیقات جدّی صورت دهند.

فخرآور دربارة وی می‌گوید: جالب است بدانید درجولای 2007 همزمان با رأی سنای آمریکا به جیمز گلاسمن برای ریاستBBG شیلا گنجی با دستپاچگی مصاحبه‌هایی را با کانسرواتیوای دولت آمریکا ترتیب داد تا شاید بتواند دل اعضای انستیتوی قدرتمند آمریکن اینتر پرایز را به دست آورد.

امّا با آغاز به کار دورة جدید مدیریت در صدای آمریکا و رفتن شیلا گنجی، مدیریت صدای آمریکا میان بهاییان دست به دست شد. به این ترتیب یکی از نزدیکان به جامعة بهایی در رأس هرم مدیریت مهم‌ترین رسانة دولتی آمریکا قرار گرفت که این امری بی‌سابقه است. به گفته امیر عباس فخرآور، روشن نبودن هدف برای بیشتر کارکنان این رسانه موجب شده که نیروهای غیربهایی از فعالیت در این رسانه کنار بکشند. وی تصریح می‌کند:‌ اطمینان دارم که مالیات دهنده‌های آمریکایی خبر ندارند که با پول مالیاتشان در VOA و رادیو فردا، گروهی از مجریان و کارکنان این رسانه‌ها سعی دارند ادای اپرا وینفری، کریستین امانپور، لری کینگ، و بیل اورایلی را در بیاورند و پولدار و مشهور شوند.

در حال حاضر، تعداد بینندگان صدای آمریکا ـ که روزی ادعا می‌کرد در میان ایرانیان 10 میلیون بیننده دارد ـ به اعتراف عباس فخرآور از NITV لس آنجلسی هم کمتر شده است و همة اینها به مدد سوء استفادة بهاییان از پول مالیات دهندگان آمریکایی، حمایت دولتمردان آمریکایی از آنها و مدیریت بهاییان بر این رسانه است.


ماهنامه موعود شماره 107

[ شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸ ] [ ٩:٤٢ ‎ق.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ