|
نرمه های نور
|
دوباره عطر ياسمن بهشتي در آسمان مدينه پيچيده است و مشام علي و فاطمه به عطر وجودي ات نوازشگر شده است. امشب دوباره از آسمان فردوس اعلي باران نور بر زمين خاكي مي بارد و ملائك مقرب بر آستان خانه علي به انتظار قدوم توhند تا تو بيايي و عشق را در كالبدهاي الهي شان رنگي دگر بخشي … و تو مي آيي كه لبخند غنچه لبانت را از يكديگر گشوده است و لبخند مهربانانه ات علي و فاطمه را به اوج هستي رسانيده است و بهشت تمام زنبق هاي باغهايش را نثار قدوم تو كرده است! تو آمدي تا شور زندگي تا هميشه تاريخ در رگ و روح زمان جاري باشد و سراي علي امشب ستاره باران است و مهتاب بوسه بر سپيدي جبينت مي زند. امشب شب بوها از عطر خلوق تو سر مستند و شكوفه هاي بهاري با نواي ملكوتي و آسماني شهادتين تو شكفته اند و تنها به خاطر تو درياچه ها همه دريا گشتند چرا كه تو همان كشتي نجاتي هستي كه چشمان بي تابم از پي ات قطره هاي شبنم جاري كرده است. كاج ها همه مقاومت و ايستادگي را از صبح عاشورا تو آموختند و شب شكنان عابد گل مناجات چيدن را از شكوفه زار مناجات و شوريدگي از وصل دوست را از تلاوت قرآن تو در نيمه شب عاشورا آموختند كه خواب از چشمان غفلت زدگان مي زدود و آنان را به باده مستي و ميخانه شوريدگي و وصل دعوت مي كرد. سكانداران كشتي هاي عاشقي به تو اقتدا كرده اند كه ناخداي عشقي در درياي خونين كربلا!
[ جمعه ۱۸ شهریور ۱۳۸٤ ] [ ٢:٠٢ ب.ظ ] [ گمنام ]
[ نظرات () ]
|