دست هایتسینی نقره ی نوراشکهایماستکان های بلورکاشاستکان هایم راتوی سینی خودت می چیدیکاشکی اشک مرا می دیدیخنده هایت قند استچای هم اماده استچای با طعم خدابوی آن پیچیدستاز دلت تاهمه جا