نرمه های نور
 
قالب وبلاگ
3

آنان حسین بن علی را تصدیق کردند و غدیر را ...

و حسین پرسیدخدا را مگر نه اینکه رسول خدا می گفت

هر که می پندارد مرت دوست می دارد و علی و مغبوض بداند که دروغ می گوید؟

کسی از میان جمع پرسید چگونه این تلازم وجود دارد؟ 

 و رسول خدا پرسش را این گونه پاسخ داد :

زیرا که علی از من است و من از اویم هرکه حب او دارد به حقیقت مرا دوست می دارد ...

و انان گفتند آری شنیدیم و بر آن شهادت می دهیم

و بر همین پیمان که ب احسین بسته بودند پراکنده شدند تا این همه را در میان قبایل بازگو کنند 

[ یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]
2

یک سال پیش از مرگ معاویه حضرت حسین بن علی (ع) در ایام حج بنی هاشم را گرد آوردند

آنگاه رسولانی اعزام داشتند که یک نفر از صحابه ی معروف به زهد را فرو مگذارید و همه را به

سرزمین منی نزد من گرد آورید

در سرزمین منی در خیمه ای بزرگ

آن حضرت دویست نفر از اصحاب و پانصد نفر از تابعین را گرد آوردن

د پس از حمد وثنای خدا فرمودند :

این طاغی با ما و شیعیان ما آن کرد که شما دیدید و شاهدید ... 

آن گاه آیاتی که در شان ائمه نازل شده بود قرائت فرمود

پس فرمود خدا را مگر نه آن که علی (ع) برادر پیامبر بود ؟ 

[ شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]
1

نیم قرنی بیش از حجه الوداع نگذشته است و هستند هنوز دهها تن از صحابه که در غدیر خم دست علی را در دست پیامبر دیده اند .....

اما افتاب محجوب ابرهای سیاه است

و دشت جولانگاه گرگ های گرسنه  !

عجب تمثیلی است اینکه علی مولود کعبه است

یعنی باطن قبله را  در امام پیدا کن

هر اندازه مسلمانان از عصر پیامبر دور تر می شدند خوی ها و خصلتها ی مسلمانی بیشتر فراموش می شد ... 

[ پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]

اي حسين تو در اين دشت چه خواندي كه هنوز

سنگ هاي جبل الرحمة از گريه ي تو نالانند؟

 

عشق را هم ز تو بايد آموخت

و مناجات و صميميت را

و عبوديت را

 

و .... خدا را هم از كلام تو بايد شناخت

 

اي حسين

اي زلال ايمان

مرد عرفان و سلاح

تو چه خواندي ،  تو چه گفتي كه امروز

در اين بيابان تفتيده

يا در دامن كوه

زائران عاشقانت گريانند

با تو در نغمه و در زمزمه .... 

[ پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ گمنام ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ