|
نرمه های نور
|
آنان حسین بن علی را تصدیق کردند و غدیر را ... و حسین پرسیدخدا را مگر نه اینکه رسول خدا می گفت هر که می پندارد مرت دوست می دارد و علی و مغبوض بداند که دروغ می گوید؟ کسی از میان جمع پرسید چگونه این تلازم وجود دارد؟ و رسول خدا پرسش را این گونه پاسخ داد : زیرا که علی از من است و من از اویم هرکه حب او دارد به حقیقت مرا دوست می دارد ... و انان گفتند آری شنیدیم و بر آن شهادت می دهیم و بر همین پیمان که ب احسین بسته بودند پراکنده شدند تا این همه را در میان قبایل بازگو کنند [ یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٠٠ ب.ظ ] [ گمنام ]
[ نظرات () ]
یک سال پیش از مرگ معاویه حضرت حسین بن علی (ع) در ایام حج بنی هاشم را گرد آوردند آنگاه رسولانی اعزام داشتند که یک نفر از صحابه ی معروف به زهد را فرو مگذارید و همه را به سرزمین منی نزد من گرد آورید در سرزمین منی در خیمه ای بزرگ آن حضرت دویست نفر از اصحاب و پانصد نفر از تابعین را گرد آوردن د پس از حمد وثنای خدا فرمودند : این طاغی با ما و شیعیان ما آن کرد که شما دیدید و شاهدید ... آن گاه آیاتی که در شان ائمه نازل شده بود قرائت فرمود پس فرمود خدا را مگر نه آن که علی (ع) برادر پیامبر بود ؟ [ شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٠٥ ب.ظ ] [ گمنام ]
[ نظرات () ]
نیم قرنی بیش از حجه الوداع نگذشته است و هستند هنوز دهها تن از صحابه که در غدیر خم دست علی را در دست پیامبر دیده اند ..... اما افتاب محجوب ابرهای سیاه است و دشت جولانگاه گرگ های گرسنه ! عجب تمثیلی است اینکه علی مولود کعبه است یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن هر اندازه مسلمانان از عصر پیامبر دور تر می شدند خوی ها و خصلتها ی مسلمانی بیشتر فراموش می شد ... [ پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٥٠ ب.ظ ] [ گمنام ]
[ نظرات () ]
اي حسين تو در اين دشت چه خواندي كه هنوز سنگ هاي جبل الرحمة از گريه ي تو نالانند؟
عشق را هم ز تو بايد آموخت و مناجات و صميميت را و عبوديت را
و .... خدا را هم از كلام تو بايد شناخت
اي حسين اي زلال ايمان مرد عرفان و سلاح تو چه خواندي ، تو چه گفتي كه امروز در اين بيابان تفتيده يا در دامن كوه زائران عاشقانت گريانند با تو در نغمه و در زمزمه .... [ پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦ ] [ ۱٢:٤۳ ب.ظ ] [ گمنام ]
[ نظرات () ]
|